زیر سقف اتاق عمل...... یک شنبه 27 مرداد 1398برچسب:, :: 20:35 :: نويسنده : امپراطور
شعر عاشقانه بسیار زیبا : حاصل دوری من چقد خوشبختم که به او دل دادم بی هراس و تردید ، باورش می دارم چه دلی داشت ز من ، نتوان باور کرد گله هایی می کرد که توانم کم کرد دوری چند روزه ، چقدر آزارش داد که غریب و آشنا ، نام مجنونش داد آن همه شادابی ، از وجودش دست شست نا امیدی و درد ، روح او را آشفت گفت که من چون آبم ، او وجودش تشنگی حس و حال عشق او ، آخر آشفتگی یعنی او تا این حد به دل من دل بست که به روی هر کس راه عشقش را بست حاصل این دوری ، باور قلبم بود قلب پر دردی که ، در برش سخت آسود نظرات شما عزیزان: z.b
![]() ساعت15:24---4 شهريور 1392
بی تو، مهتاب شبی / باز از آن کوچه گذشتم/ همه تن چشم شدم،/ خیره به دنبال تو گشتم/ شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم/ شدم آن عاشق دیوانه که بودم/ در نهانخانة جانم ،/ گل یاد تو درخشید/ باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید : یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه، محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دلداده به آواز شباهنگ یادم آید ، تو به من گفتی : از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر کن ، آب ، آیینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است ، باش فردا ، که دلت با دگران است ! تا فراموش کنی ، چندی از این شهر سفر کن با تو گفتم : حذر از عشق !؟ – ندانم سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم نتوانم روز اول ، که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم … باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم ، نتوانم ! اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ، ناله تلخی زد و بگریخت … اشک در چشم تو لرزید ، ماه بر عشق تو خندید ! یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم ، نرمیدم رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم … بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم ! ![]() پاسخ:slm slm .....khanoom bahmie aziz.......na b in doori na b in matne boland bala..... sadegh
![]() ساعت16:26---31 مرداد 1392
takhalosam daram azizam...
sayeye cheraghe sialetik ![]() پاسخ:aslan divoonam kardi ba in esmet.......sire sayatim mashti goli sadegh
![]() ساعت21:13---28 مرداد 1392
سنگین است تکلیف بی تو بودن....تو آسوده بخواب...من مشق گریه هایم مانده...
نیما یوشیج در یک سالگی فرزندش نوشت.... پسرم...یک بهار و تابستان و پاییز و زمستان را دیدی...از این پس همه چیز تکراریست جز مهربانی... بد باختن یعنی یه عمر تلاش کنی بعد بفهمی بی بی دلت عاشق یه سربازه... پاسخ:ch ziba......... nima yooshij dooset daram........ sadegh y takhalos vase khodet entekhab kon.......masalan i love you sadegh
![]() ساعت18:34---28 مرداد 1392
نزدیکت که میشوم بوی دریا می آید...دور که میشوم صدای باران....بگو تکلیفم با چشمانت چیست؟؟؟؟لنگر بیندازم و عاشقی کنم یا چتر بردارم و دلبری کنم؟؟؟
احوالم را پرسیدند گفتم روبه راهم....اما هیچکس نفهمید رو به کدام راه..... ![]() ![]() پاسخ:ya chatr bardaramo delbari konm.....;) roo b seratal mostaghiiiiiiiiim محمد
![]() ساعت0:29---28 مرداد 1392
سلام به دخترخانومها و آقاپسرها... جون خودتون یکم هوای این امپراطورتون رو داشتع باشید، بنده خدا این همه زحمت میکشه مطالب براتون میذاره، خب سر بزنید و مطالب رو بخونید و نظرهم بدید. طفلکی دست به دامن دوستاش شده و زنگ می نه و میگه به وبلاگ کلاسشون سر یزنیم. شماها حداقل به وبلاگ خودتون سر بزنید که... دیگه خودتون میدونید...
پاسخ:mohammad joon dooset daram vojdani........azizam sharmande kardi b khoda........aslan divoonatam.......salam ma ham rostam 2 ham beresoon.....jigaret dada
درباره وبلاگ زیر سقف اتاق عمل آخرین مطالب پيوندها
|
|||||
![]() |